قهرمان ميرزا عين السلطنه

734

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سارىاصلان خود را به تير چراغ بست در اين ايام كه همدان و غيره را به امير نظام دادند ، كنگاور را هم مرحمت فرمودند . سارىاصلان و برادرش روز عيد رمضان بود شالهاى خود را به گردن انداخته خودشان را به چراغ برق جلوى موزه بستند . هرچه شاه آدم فرستادند بلند نشدند . صدراعظم رفت برنخاستند . آخر شاه رفت باز قبول نكردند تا دستخط حكومت آنجا را نگرفتند بلند نشدند . مهر هم حاضر نبود ، شاه با مهر كوچك بغلى خود دستخط را مزين فرمودند و دادند . زياد از اين قبيل اتفاق افتاده همه كس مىداند . فخر الملك فخر الملك سر نماز دعا به شاه مىكرد ، بعد رو به معتضد السلطنه كرده گفت امروز عصر در باغ امين الملك شاه خلوت كرده كه شلوار خود را بيرون بياورند فقط من ايستاده بودم فرمودند فخر الملك مترس است ، از زنها بايد ترسيد . بعد شلوار را عوض كرده تيمم بدل از غسل كرده نماز كردند . بعد قرار گذاشتيم امشب هم يك . . . مفصل بكنند صبح حمام بروند . معتضد پرسيد با كدام يك قرار شد . گفت با باغبانباشى . يكى از محبوب القلوبهاى اين سنه است . دختر تجريشى است . پدرش باغبانباشى باغ اقدسيه بوده ، به آن جهت به اين اسم مسمى شده است . مضمون دربارهء عبد الحسين ميرزا فرمانفرما از نصرت الدوله فرمانفرما سالار لشكر مضمون مىگفتند كه تاب در باغ امين الملك انداخته بودند ، يعنى اسباب « ژيمناستيك » بوده . صدراعظم به معتضد السلطنه فرموده بلدى بازى كنى ؟ ابا و امتناع كرده بعد به فرمانفرما گفته . او زود تابها را گرفته و مشغول بازى شده . حضرات هم از پائين حرفهاى مفت هرچه خواسته‌اند زده‌اند . حاكم كرمان پسر عموى شاه و داماد حضرت وليعهد رئيس قشون آذربايجان است كه در مهمانى رسمى براى خوش‌آمد صدراعظم اين قسم بازى مىكند . هفتاد هزار تومان پيشكش داده به كرمان مىرود . محرم حضرت وليعهد و عمدهء كارهاى آذربايجان و درب‌خانهء حضرت وليعهد حضورا و غيابا با اوست . يك روز بىكار نبوده . هواى خوشى بود و خيلى خوش گذشت . سه‌شنبه يازدهم - پس از رفتن فخر الملك با سليمان ميرزا خانهء حضرت و الا رفتم زبانى و آنچه لازمهء كوشش بود جهت رفتن به جاى آوردم سودى نكرد . جوابهاى مهمل دادند . عصر منزل آمدم . چهارشنبه 12 ذىقعده - خانهء حضرت و الا رفتم . عصر عزيز الدوله تشريف آوردند . هوا گرم شده در حقيقت اتمام بهار طهران است و اول تابستان و حال آنكه امروز نوزدهم ثور است . غروب منزل آمدم . چون حضرت و الا صبح را شمران تشريف مىبرند براى مرخصى مجددا عريضه كردم . جواب مرقوم فرمودند